حسن حسن زاده آملى
206
دروس اتحاد عاقل به معقول (فارسى)
باشد أعنى مذهب دوم و سوم را به اين بيان رد مىكند . و عنوان اضافه اگرچه صريحا در مذهب سوم شده است ولى بنا بر مذهب دوم هم اضافه صادق است كه اضافهء ذوات اوضاع مادّيّه بين مرئى و رائى به خروج شعاع است . و آنكه فرمود : « لما مّر » اشاره است به آنچه كه در باب اضافه در ج 1 ص 272 فصل سوم طرف اول مرحلهء عاشر به تفصيل بيان كرده است ، كه در آنجا در ردّ قائلين به اينكه علم اضافه است بسط سخن داده است و در اينجا احساس را هم به علم برگردانيد كه ادراك است ، و دانستى كه ادراك و علم يكىاند . « و الاضافة العلميّة لا يمكن أن يتصور - الخ » . و نيز در چند جاى ديگر هم بدان اشارت و تصريح فرموده است كه صرف اضافه بين ذوات اوضاع مادّيّه علم آور نيست . و امّا قائلين به حركت قوّت حاسّ به جانب محسوس در باب احساس به غير از ابصار ، چه كسانىاند نمىدانيم . مذهب صدر المتألّهين در احساس و مطلق ادراك قوله ( قدّه ) : « بل الاحساس انّما يحصل - الى قوله : فى كون الصورة العقليّة عقلا و عاقلا و معقولا » . در احساس سه مذهب را نقل كرده است و آنها را ردّ كرده است ، و اكنون نظر خود را در احساس تصريح كرده است كه مذهب حقّ است و آن اينكه : صورت محسوسه كه صورت وجودى فعلى علمى نورى است از مبدأ فيّاض افاضه مىشود و ديگر امور از قبيل حصول شرايط احساس و آلات و قواى احساس و بودن صورت طبيعى در مادّهء مخصوص همه معداتند . و در حقيقت محسوس همان صورت مدركه است كه مدرك بالفعل است و وجودى است نورى از نشأهء وراى طبيعت و آن صورت محسوسه قائم به نفس است كه به اذن اللّه تعالى آن صورت محسوسه را به مثال صورت طبيعى خارجى جعل و انشاء كرده است ؛ و چون نفس فاعل و جاعل آنست آن صورت مجعولهء نفس قيام به نفس دارد به نحو قيام فعل به فاعلش ؛